جوونه زدن دومین مروارید امپراطور
سلام به امپراطور خودم امروز خونه ی عمه زینب اسباب کشی داشتن و خدارو شکر عمه جونت خونه دار شد و ماشالله خیلی خونش شیکو قشنگه.خوب از اونجایی که عمه هات خیلی به گردنمون حق دارن ماهم رفتیم کمکشون یه ساعتی میشه که اومدیم راستش از صمیم قلب واسشخوشحال شدم انشالله از این خونه خیر ببینن وانشالله روزیه همه ی بی خونه ها. و همونجا بود که دیدم کنار دندون قبلیت یه مروارید خوشکل سمت چپش در اومده البته دست زدم چیزی حس نکردم ولی ظاهرش کاملامشخص بود مادر جون گفت:که ازدیروز متوجه شده و فکر میکرده من خبر دارم.خلاصه اینم حکایت دومین مروارید خوشکلت که هر کاری میکنم نمیزاری یه عکس از دندونت بگیرم به بابا گفتم:بریم پی...
نویسنده :
مامان علی مرتضی
19:16









